بدون شرح...

 

  

از من دوری ولی با دوری و فراق ساختم ...

امرو یه جایی میخوام برم امیدوارم خبرای خوبی بشنوم.....

میخوایم منو نفسی همدیگرو ببینیم من که دارم لحظه شماری میکنم...

**تصمیم یه دفعه ای گرفتم بس که نفسی بی طاقت شده جدیداً مگه دست بر می داره الان یه ماهه رو مخم کار میکنه که همدیگرو ببینیم آخه عزیزم نمیتونه شرایطش خاص شده نمیخواد بهونه دست خونوادش بره ...

قراره امروز دوباره صحبت کنه با باباش ....

تا ببینیم خبرای خوبی باشه تا شب که همدیگه رو ببینیم ...لبخند

/ 1 نظر / 26 بازدید
جوجووپیشی

سلام عزیزم خوبی؟ چه خبر؟ خوش خبر باشی. راسی من رمزتو ندارم