اندکی صبر...:)

خیلی سخته دوری خیلیییی... من دارم با دل و جونم این و تجربه میکنم...ناراحت

هر ساعت هر دقیقه و هر ثانیه به سختی میگذره وبا فکر اینکه  کی همدیگرو  ببینیم...

نفسی خیییلی کم طاقت شده .. من که میدونم این رفتاراش از  دلتنگی هستش... از

یه طرف تمام تلاشش رو هم میکنه برای رسیدن به هم... عصبی شده ... 

 بهونه گیر... البته اصلا به روی من نمیاره نمیخواد ناراحتم کنه...

نمیدونم چه حکمتیه...

فقط دعا میکنم عاقبتمون به خیر باشه انشاالله...قلب

خدایا خودت صلاح بندگانت رو بهتر میدونی خودت درست کن مشکلات همه رو....

/ 3 نظر / 39 بازدید
ارزو

انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین.

روزگار سبز من

كاملا دركت ميكنم عزيزم ، ما هم گذرونديم اين روزا رو... توكل به خدا كن ، عشق كه باشه كوه ها رو هم جابجا ميكنيد.... مشكل خانواده نفسي با ازدواج شما چيه اخه؟

فافا

ایشالا زودی همه مشکلاتتون حل بشه بهم برسید[ماچ]